سلام می کنم به همه خوانندگان وبلاگم از امروز به بعد داستانهای دوست کوچیکم پریا خانم رو در وبلاگم قرار میدم تا هم شما از اونها لذت ببرید و هم باعث تشویق دوست 9 ساله ام پریا جون بشه لطفا نظراتتون رو برامون ارسال کنید ممنون 
داستان سارا :
سارا کوچولو دختری بود که هیچوقت مسواک نمی زد.
مادرش به او می گفت:" عزیزم، دختر گلم، مسواک بزن. اگر مسواک نزنی دندانهایت خراب و سیاه می شود."
اما سارا قبول نمی کرد و می گفت:"مادر چرا اینقدر اصرار می کنی که مسواک بزنم، مگر این دندانها چه هستند؟"
مادر گفت:"سارا جان، می دانی برای دندانهای کسی که مسواک نزند چه اتفاقی می افتد؟"
سارا گفت:" نه، نمی دانم"
مادرش ادامه داد:" خب الان برایت می گویم، سارا جان دندانهای کسی که مسواک نزند پوسیده می شود و می افتد و دیگر نمیتواد بدون دندان راحت غذا بخورد."
سارا بعد از شنیدن این حرف ها قول داد برای داشتن دندانهای تمیز و سالم همیشه مسواک بزند.
نویسنده : پریا ( 9ساله )
آدرس وبلاگ پریا
من و پریا منتظر نظراتتون هستیم