در این مدت 8 سالی که مربی پیش دبستانی هستم خاطرات فراوان و شیرین داشتم که در این پست یکی از خاطراتی که دیروز برام اتفاق افتاد رو قرار دادم

 امسال در کلاسم شاگردی به نام حسین دارم که از نظر چهره ماشاا... خوشکل و بانمکه قلب و حرف زدن شیرینی داره  همکارها و اولیا هم وقتی میبینش لپش رو میکشن و سر به سرش میزارن . ناظم مدرسه مون هم  حسین رو خیلی دوستش داره و کار هر روزشه که لپ حسین رو میکشه یا دست به موهای حسین میکشه و ژولیدشون میکنه  دیروز که زنگ تفریح ناظممون بازم موهای حسین رو ژولیده کرده بود حسین به حالت شاکی و با زبون شیرینش به من گفت خانم وای از دست آقا همش موهام رو چروک میکنه !افسوس از اصطلاحی که حسین به کار برده بود کلی خندیدمخنده و منم بی اختیار به قول حسین موهاش رو چروک کردمخنده  وقتی اصطلاح حسین رو به همکارهام گفتم کلی خندیدیم نیشخنددبروز هر چی فکر کردم که چرا حسین به این اصطلاح رسیده به این نتیجه رسیدم سوالکه اصطلاح حسین اصطلاح اشتباهی نبوده لبخند! امروز از حسین سوال کردم که : حسین شما اتوی مو دارید؟ گفت آره! پس اصطلاح حسینه بانمکه من درسته!از خود راضیلبخند


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: خاطرات من و شاگردهام


تاريخ : ۱۳٩٠/۱٠/٦ | ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مدیر وبلاگ کودک امروز | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.